![]() |
![]() |
|
| آخر ین فر یاد |
|
ای دیار روشنم، شد تیره چون شب روزگارت
|
|
+ نوشته شده در
84/11/27ساعت 2:53 توسط مهر یزدان |
|
|
چراغ راه دینش آفتاب است بهین دستور دربار خدایی شرف بخش نژاد آریایی دو تا گردیده چرخ پیر را پشت پی پوزش به پیش نام زرتشت به زیر سایه نامش توانی رسیدن از نو به دور باستانی چو من گر دوست میداری کشور خویش ستایش بایدت پیغمبر خویش به ایمانی ره بیگانه جویی رها کن ! تا به کی بی ابرویی؟ به چشم عقل آن دین را فروغ است که آن بنیان کن دیو دروغ است چو دین کردارش و گفتار و پندار نکو شد بهتر از آن دین مپندار به دنیا بس همین یک افتخارم که یک ایرانی والا تبارم به خون دل زیم زین پس شادم که زرتشتی بود خون و تبارم
|
|
+ نوشته شده در
84/11/15ساعت 0:5 توسط مهر یزدان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| موسیقی |
|
رومئو و ژولیت |
| نوشته های پیشین |
|
86/03/01 - 86/03/31 85/01/01 - 85/01/31 84/11/01 - 84/11/30 |
| پیوندها |
|
یک صندلی کنار رویاهایم حرف دله |
| توضیحات |
|
|