سلام به کسایی که فهمیدن خدا چقدر دوستشون داره
لطفا احساس و تجربه های شخصی خود را که
در آن محبت و فیض خدا را دریافت کرده اید
با ما به اشتراک بگذارید
پیش دوستی بودم که با سختی های زیادی مواجه شده بود
یه نفر از کسایی که باعث بخشی از مشکلاتش بود باهاش تماس گرفت
و با کمال پر رویی ازش میخواست که کاری رو براش انجام بده
و وقتی که دوستم در مورد مشکل خودش پرسید
اون با کمال خونسردی جواب داد احتمالا یک ماه دیگه
کار شما طول میکشه(مثلا فکر کنید باید یک ماه بیشتر تو زندان بمونید)
اینجا بود که دوست بسیار عصبانی شد
و پس از زدن چند ضربه محکم به دیوار
ناگهان آروم شد وگفت:
((باشه صبر میکنم
همه این سختی ها رو تحمل میکنم و
تنها امیدم اینه که میدونم خدا از این وضع من
خبر داره و همه چیز داره زیر نظر خودش انجام میشه))
چراغی بالای سرم نور افشانی میکند
فکر نمی کردم چنین چیزی روی دهد
حس غریبی دارم
چون عشق مرا در بر گرفته است
در خیابان به هوا می پرم
همچون دیوانگان هرکه را می بینم لبخند می زنم
شبانگاه از خواب برمی خیزم ، خوابم نمی برد
چون عشق مرا د ربر گرفته است
چه دل شکستگی ها ، چه اشک ها
چه عشق ها، چه روزها
در درون خود چیزی یافته ام که مرا بالا می برد
روز و شب تا بهشت
عشق رقصی به شیوه ای متفاوت است
نمیتوانم پایکوبی نکنم
تا وقتی در اوج هیجان هستم
چون عشق مرا دربر گرفته است
آه از محبت آنی و گذرای انسانی،
که ما بیش تر در پی آنیم تا فیض خدا

